تفاوت مدیر و رهبر

تفاوت مدیر و رهبر

بحث مدیریت و رهبری دو بحث چالش برانگیز است، در اغب موارد دو مفهوم مدیر(Manager) و رهبر(Leader) به اشتباه به جای هم استفاده می‌شود در حالیکه این دو هم معنی نیستند. مدیر دارای وظایفی است که در حالت کلی می‌توان در ۳ وظیفه اصلی برنامه‌ریزی، سازماندهی و کنترل بیان کرد. هر مدیری می‌تواند رهبر نیز باشد ولی در اغلب موارد اینگونه نیست چون مهارتهای لازم را ندارد. مدیر اگر مسئولیت هایی مانند کنترل ارتباطات، ایجاد انگیزه، الهام بخش بودن، راهنمایی و تشویق تیم به جهت افزایش بهره‌وری را هم داشته باشد می‌تواند رهبر محسوب شود. معمولا مدیران مهارت‌های کافی رهبری را ندارند. همانطور که رهبران نمی‌توانند سمت مدیریتی داشته باشند. رهبران بر اساس شخصیت، اعتقادات و رفتارشان مورد پیروی قرار می‌گیرند. مدیران معمولا حق ارتقا، استخدام، اخراج، پاداش، تعریف روال و … را برای اعضا دارند. به طور کلی تفاوت‌ها را اینگونه بیان می‌کنیم:

  • رهبر بیشتر بر روی روند کارها و پروژه ها تمرکز می‌کند و سطح بالایی از اشتیاق به کار را باید در اعضا بوجود آورد. اما مدیر بیشتر بر روی انجام کار و تحویل کارها تمرکز دارد.
  • رهبر توجه زیادی به افرادی دارد که از او پیروی می‌کنند و تاثیرگذاری بر روی آنها و ایجاد انگیزه در افراد اهمیت ویژه‌ای برایش دارد. در حالیکه مدیر سعی دارد که از تمام منابع موجود برای رسیدن به اهدافش استفاده کند.
  • به طور کلی می‌توان گفت که یک رهبر اختراع و نوآوری می‌کند در حالیکه یک مدیر سازماندهی می‌کند.
  • یک مدیر بر مبنای کنترل کار می‌کند در حالیکه یک رهبر باید بوجود آورنده اعتماد باشد.
  • یک رهبر بیشتر به سوالات “چه” و “چرا” می‌پردازد در حالیکه یک مدیر سوالات “چگونه” و “چه زمانی” را می‌پرسد.
  • مدیر بیشتر ارزشها را اندازه گیری می‌کند و گزارش می‌خواهد در حالیکه رهبر خود بوجود آورنده ارزش می‌باشد یا افراد را برای خلق ارزش راهنمایی می‌کند.
  • مدیران به تغییرات و اتفاقات سریعا واکنش نشان می‌دهند در حالیکه رهبر با حرف زدن و هماهنگی با تیم ها به این تغییرات پاسخ می‌دهد.
  • رهبر سازنده ارتباطات است در حالی که مدیر بوجود آورنده سیستم و فرآیند است.
  • رهبران افرادی مصلحت گرا هستند در حالیکه مدیران بیشتر قانونمدار هستند.

رهبر همانند یک مربی است و باید سعی کند مهارتهای تاکتیکی را به افراد آموزش دهد باید دید وسیعی داشته باشد و قابلیت نفوذ و تاثیرگذاری در افراد را داشته باشد. رهبر در انجام کارها سعی دارد همه جوانب را بسنجد و کار صحیح را انجام دهد. اما مدیران معمولا در نقش منتقد و درخواست کننده هستند و سعی دارند که افراد را با سیستم تطبیق دهند. مدیر بر روی شفاف سازی و نظام گزارش‌دهی و گزارش‌گیری پایبند است. بحث مقبولیت در رهبری مهم است اما در مدیریت این بحث مطرح نیست از این رو هر قدر که سیستم مدیریت به سیستم رهبری نزدیکتر شود اثربخشی کارهای مدیریت بیشتر خواهد بود.

به طور کلی مدیریت به پیش‌بینی، بودجه‌بندی، برنامه‌‌ریزی و کنترل مربوط می‌شود در حالیکه رهبری ارتباط کمتری با بودجه‌بندی و کنترل دارد. داشتن انگیزه در محیط کاری و رضایت شغلی افراد از ارکان مهم در شرکت های موفق است بنابراین در این راستا می‌توان گفت که نقش رهبری خیلی موثر است بنابراین وجود رهبری با مهارت‌های تکنیکی بالا در سازمان ضروری است. در متد اسکرام می‌توان گفت که اسکرام مستر به نوعی رهبر است بنابراین سازمانهایی که از متد اسکرام استفاده می‌کنند باید بر وظایف این نقش بیشتر بپردازند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *