اصول اسکرام

اصول اسکرام

اصول اسکرام، شامل رهنمودهایی برای استفاده از چارچوب Scrum هست و باید در همه پروژه های Scrum مورد استفاده قرار گیرند.  این اصول قابل مذاکره نیستند و می‌توانند برای هر نوع پروژه و در هر سازمانی اعمال شوند. در شکل زیر ۶ اصل کلی را ملاحظه می‌کنید.

۱. کنترل فرآیند به صورت تجربی: همانطور که می‌‌دانیم پایه‌ی اسکرام بر اساس مشاهدات عینی است و به صورت کاملاً تجربی ساخته شده است.  این اصل بر روی سه مفهوم اصلی شفافیت، بازرسی و تطابق متمرکز می‌باشد.

  • شفافیت اجازه می‌دهد که تمام فرآیند اسکرام به طور واضح برای هر کسی قابل مشاهده باشد. تمام مستندات مربوط به سطوح برنامه‌ریزی که از جنبه‌ها و دیدگاههای مختلفی نوشته می‌شود یا جلسات review و  daily که در اسکرام برگزار می‌شود هر کدام به نوعی در جهت شفاف سازی می‌باشد. نمودار burndown و scrum board هم در راستای شفاف سازی روند انجام کارها می‌باشند.
  • بارزسی روند هم که به طور مداوم در اسکرام وجود دارد، بک لاگ محصول که باید بطور مداوم  مورد بازبینی قرار بگیرد، board مربوط به اسپرینت که نشان دهنده‌ی روند انجام کارها و پیشرفت تیم و پروژه می باشد، گرفتن فیدبک از مشتری به طور مداوم و بروزرسانی مداوم بک لاگ و مستندات برنامه‌ریزی، هر کدام به نوبه خود در راستای بازبینی و بازرسی روند کارها می‌باشد.
  • تطبیق هم در راستای نتایجی که از مراحل شفافیت سازی و بازرسی بدست می‌آید، انجام می‌شود و  در راستای بهبودمی‌باشد. در جلسات daily و retro که مشکلات شناسایی می‌شود و راه حل‌هایی در راستای بهبود جهت انجام مطرح می‌شود در راستای همین تطبیق‌پذیری می‌باشد. این مفاهیم خیلی در هم تنیده هستند و هدف بیشتر اینست که نشان دهد این ۳ مفهوم در اسکرام خیلی مهم بوده و سعی کرده کل فرآیند را بر مبنای آنها بنا کند.

۲. خود سازماندهی: در چارچوب اسکرام تیم خود سازمانده معرفی می‌شود و تاکید دارد که خود اعضای تیم باید قابلیت و اجازه مدیریت کارهای خود را داشته باشند. کسی نباید کارها را به اعضای تیم تخصیص دهد، تیم باید اولویت انجام کارهای محول شده را بین خود شان مدیریت کنند تا وابستگی کارها به یکدیگر قابل کنترل باشد. البته خودسازمانده بودن به این معنا نیست که هرکسی هر طوری که دلش خواست می‌تواند رفتار کند. مزایای خودسازمانده بودن این است که اعضای تیم به نوعی خود را مالک پروژه می‌دانند و در راستای رسیدن به هدف با انگیزه بیشتر تلاش می‌کنند، ایجاد حس اعتماد در افراد باعث بهبود عملکرد تیم می‌شود و فضا را برای خلاقیت و نوآوری فراهم می‌سازد.

۳. همکاری: همانطور که می‌دانید ارتباطات و همکاری در اجایل و بخصوص اسکرام خیلی مهم است. همکاری بین اعضای تیم و برقراری ارتباط نزدیک با مشتری و درگیر کردن مشتری در روند کار در این متد ارزشمند است. در اسکرام تاکید دارد که همکاری بین اعضای تیم باید به نوعی باشد که افراد از کار یکدیگر باخبر باشند. همکاری تیم باید در حدی باشد که اعضای تیم بتوانند کار را بین خود تقسیم کرده، باهم پیش برده و در انتها ادغام کنند. داشتن روحیه تیمی در این متد مهم است چون اگر افراد این روحیه را نداشته باشند بعید است که بتوانند باهم همکاری سازنده‌ای داشته باشند. داشتن همکاری نزدیک علاوه بر اینکه به نفع پروژه می‌باشد به تفع خود تیم نیز هست چون باعث می‌شود که کارها به یک نفر خاص وابسته نباشد، ریسک کارها و اشتباهات سریعتر شناسایی می‌شود و کارها با کیفیت خواهند بود چون در مواقع نیاز چندین فکر در ارائه راه حل در گیر خواهد بود.

۴. اولویت بندی مبتنی بر ارزش: کارها باید بر اساس ارزش تجاری و ترتیب تحویل کارها، اولویت بندی شود. مالک محصول به همراه مشتری هستند که این ارزش را مشخص می‌کنند. بسته به گذشت زمان و تغییرات محیط کسب و کار، طبیعی است که این ارزش عوض شده و بر اساس آن اولویت‌ها تغییر یابند، به این دلیل است که گفته می‌شود که بک لاگ باید مرتب مورد بازبینی قرار گرفته و اولویت آنها در صورت نیاز تغییر یابد و به دلیل وجود تغییرات است که اسکرام iterative-incremental در نظر گرفته شده است. در اولویت بندی نیازمندی‌ها معمولا در نظر گرفتن ۳ فاکتور ارزش، ریسک و وابستگی کارها خیلی مؤثر است

۵. محدودیت زمانی: محدود کردن زمان جلسات و زمان انجام کارها یکی از تکنیک‌های مهم در مدیریت پروژه می‌باشد. به همین دلیل است که در اسکرام تمام فعالیت‌ها و رویدادها time box در نظر گرفته شده است. ایجاد این محدودیت به نوعی باعث می‌شود که جلسات و کارها به صورت هدفمند پیش برده شود و کمتر به حاشیه کشیده شود. به طور کلی باعث توسعه کارآمد فرایند، افزایش سرعت تیم و کاهش هزینه‌ها می‌شود.

۶. توسعه به صورت تکرارشونده: در پروژه‌های پیچیده معمولا خود مشتری هم به طور دقیق نمی‌تواند نیازمندی‌های خود را توصیف کند. مدل تکرار شونده انعطاف پذیری بیشتری در روند توسعه محصول ایجاد می‌کند و باعث می‌شود که انجام تغییرات هزینه‌ی زیادی نداشته باشد. شکستن پروژه به فازهای مختلف و در سطوح گوناگون ریزدانگی باعث شفافیت می‌شود و نیازها بهتر شناسایی می‌شوند. تکرار شوندگی باعث می‌شود که بتوانیم در آخر هر iteration محصول را به مشتری نشان داده و فیدبک بگیریم، محصول قابل ارائه به مشتری این اجازه را می‌دهد تا بتواند نیازمندی خود را به درستی شناخته و مطرح کند و اگر تغییری وجود داشته باشد سریعاً اعمال شود. به این نحوه توسعه Iterative Incremental گفته می‌شود

A Guide to the Scrum Body of Knowledge (SBOK™ Guide) 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *